هوالعشق
به نام آنکه بعد از خدا مرا خلق کرد
غم ما غم نیست غم ما بار غمهاست بار غم, بار هزاران رخ بی رنگ بر رخسار بار صد چشم به در دوخته بار هزاران شب تاریک و بدون سحر است سخن از آتش باید گفت: رنگ رخسار به آتش سرخ است غم و غم بار به آتش زیباست من نمی اندیشم جز به فردای شب تاریکم من نمی اندیشم جز به رنگ مس و باروت من نمی اندیشم جز به میدان نبرد سخن از ماندن و ماندنیها نیست سخن از رفتن هم نیست سخن از سوختن است سخن از ماندن و ماندنیها نیست سخن از تاثیر است سخن از شاهدهاست همین!!
نظرات شما عزیزان:
Power By:
LoxBlog.Com |